02188272631   09381006098  
تعداد بازدید : 83
10/2/2023

آیا اینترنت میتواند جوامع بازجهانی را ارتقاء بخشد؟

نویسنده داگلاس ای هوستون

استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه کانزاس

سال انتشار: ژانویه 2003

کلید واژه ها: جوامع باز جهانی، استفاده جهانی از اینترنت، شبکه اجتماعی، اینترنت و فرهنگ جهانی، تجاوز فرهنگی، جهانی سازی

اینترنت به عنوان بلوکهای ساختمانی لازم اما بسیار گرانقیمت برای توسعه مدرن هم اعلام گردیده و هم نفرین شده است. نابرابریها در دسترسی به زیرساختها "شبکه ها، پیشکاران کامپیوتری "servers " و کامپوترها" و مهارتهای مورد نیاز در استفاده از اینترنت نیز شکاف دیگری بـین کشـورهای دارای » که برای آن سرمایهگذاریهای کلانی از لحاظ 2 اینترنت و فاقد آن ایجاد کرده است ـ «شکاف رقومی فیزیکی و انسانی به عنوان علاج "برای فاقدین آن" پیشنهاد شده است. به عنوان مثال رئـیس جمهـور چین «یانگ زمین » بطور علنی اعلام نمود که در هم آمیختن اقتصـاد هسـتی بـا فـنآوری اطلاعـات 3 توسعه اقتصادی چین در قرن بیستو یکم را پیش خواهد برد. البته در کنار این اعتراف به اعتقاد به فنآوری اطلاعات، سـرکوبی سیاسـی چـین و کنتـرل آنچـه کـه رهبران آن را سوء استفاده های متعدد شهروندان چینی و خارجیان مینامند نیز وجود دارد. "کالاتیل و بواس 4 "2001 بسیاری از کشورها ـ که همه نیز سرکوبگر نیستند ـ در زمینه گسترش قاعدهمنـدی اینترنـت از چـین پیروی میکنند چرا که هم از چالشهای سیاسی و هم اختلال اجتماعی در هراسند. اصل هدایتکننده در پشت این تلاشها به نظر می رسد که می تواند این موضوع باشد که اینترنت میتواند به صـورت مکانیکی به مؤسسات اقتصادی موجود متصل شود و بدینگونه ارزش اقتصادی بیشتری را ایجاد نماید در حالیکه به طور همزمان خودمختاری فرهنگی و سیاسی را حفظ مینماید. رسیدن به چنین نتیجهای همانگونه که خواهیم دید کاملاً یک مسئله دشوار است. تـوان اینترنـت بـه عنـوان ابـزاری ارتبـاطی، بخشی از ظرفیت آن در فروپاشی وضع موجود به وسیله آوردن دانش جدید به قیمت بسیار پایین بـه مناطق دورافتاده جهان است.

در رسیدن به جایگزینهایی برای دانش محلی و سنتی، افراد میتوانند عملکرد مؤسسـات اجتمـاعی، سیاسی و اقتصادی محلی را مختل نمایند. معهذا فرایند پویای مشارکت در دانش برای سـرمایهداری، داشتن جامعهای آزاد "هایک 1945 "و گونهای قوی از جهانیسازی که آزادی بشـر را حفـظ نمایـد، واجب است.البته تاکنون ادعاهای گسترده در مورد توانمندی های اینترنت و هراس از آن، هـم بـرای رشد اقتصادی و هم روشنگری اجتماعی "و یا نابودی آن" فقط پایـه هـای واقعـی معـدودی حتـی در کشورهای توسعهیافته داشته است که در آنها شبکه به صورت متراکمی در هم تنیـده اسـت و بسـیار مورد استفاده قرار میگیرد. در این مقاله، آنچه را که درباره جایگزین شدن اینترنت و تأثیرات آن بطور کلی و در سطح پنجاه کشور میدانیم، مورد بررسی قرار میگیرد.

شواهد نشان میدهد که هنوز از وارد شدن به «انقلاب اطلاعاتی»جهـانی فاصـله داریـم و کشـورهای بسیاری که جهانی شده اند"آن گونه که به وسیله جریانهای اقتصادی اندازهگیری میشـود" همچنـین میتوانند کشورهایی انعطافناپذیر و غیرمتمدن باشند. امروزه مطمئناً اینترنت ما را در سـطح جهـانی به یکدیگر نزدیکتر نموده خصوصاً در پـردازش معـاملات و مشـارکت در داده هـا و بـا ابتکـارات و سرمایهگذاریهای بیشتر، حتی نزدیکتر نیز خواهیم شد. به عنوان مثال کنفرانس از راه دور بسیار واقعیترـ احساسیتر، شخصیتر و به صـورت فزاینـده هـای بیاعتناتر به مرزهای سیاسی ـ خواهد بود. جالب است که این اینترنت«انسانیتر»احتمال دارد تنشهای بشر را افزایش دهد.

به عنوان مثال اینترنت میتواند جماعتهای جهانی و سـازمانهـای شـبکهای ـ گـروه هـای کـاری و اجتماعی کوچک و صمیمی که ممکن است ماهیتاً حذف کننـده دیگـران "حتـی قبیلـهای" باشـد ـ را ایجاد نماید. به طور کلی، اینترنت به عنوان یک فنآوری ارتباطی خطراتی سیاسی و فرهنگی را بـرای وضع موجود ایجاد خواهد کرد چرا که جایگزینهای سیاسی، فرهنگی و اقتصـادی بسـیاری را ارائـه میدهد. بالاخره هیچکس نمیتواند مطمئن باشد که اشخاص چگونه از این سیلاب اطلاعات استفاده مینمایند. هر چند نظامهای سیاسی سرکوبگر ممکن است به خصوص در مقابل تغییرات ایجاد شـده به وسیله شبکه آسیبپذیر باشند ولی تمامی مؤسسات ـ کـه شـامل کشـورهای مـردم سـالار غربـی، شرکتها، مذاهب و فرهنگها نیز میشود ـ در خطر هستند.بنابراین بسـیاری از افـراد ممکـن اسـت برخی از عواقب فنآوری اینترنت را دوست نداشته باشند. به این دلیل تلاشهای دولت در قانونمنـد کردن استفاده از اینترنت شدت خواهد یافت همانگونه کـه سیاسـتگذاران عامـه بـه دنبـال مشـخص نمودن مشارکت مناسب در اطلاعات جهانی برای شهروندان خود هستند.

استفاده جهانی از اینترنت

پس از سالها رشد سریع اینترنت، اکنون برخی خصوصـیات اسـتفاده بـینالمللـی از آن را درک مـی کنیم. جدول 1 پنجاه کشور را بر اساس درصد جمعیت استفاده کننده از اینترنت و آمار فراهمکنندگان برای آن درصد و همچنین میزبانان اینترنت در هر میلیون نفر و سرانه تولیدی ناخالص ملی "GDP،" ردهبندی کرده است.تمامی داده ها مربوط به سال 1998 است. کشـورهایی کـه در فهرسـت آمـدهانـد بیشتر شامل کشورهای توسعه یافته است اما یک پنجم آنها سرانه تولید ناخالص ملـی کمتـر از 2000 دلار دارند. عجیب نیست که کشورهایی با این سطح پایین از درآمد، دسترسی کمی به اینترنت داشـته باشند. این کشورها البته فاقد بسیاری از سازه های زیرساختی دیگر نیز هستند. در نتیجه احتمال آن کم است سرمایهگذاری در اینترنت و آموزش کامپیوتر، چشماندازهای اقتصادی چنین کشـورهایی را بـه طور مستقیم بهبود بخشد. درمیان ده کشور اول استفاده کننده از اینترنت چهار کشور اسکاندیناوی سه کشور حاشیه اقیانوس آرام دو کشور آمریکای شمالی و یک کشور اروپایی قرار دارند. در میان ده کشور پایین ردهبندی در این آمـار، پـنج کشـور افریقایی،چهـار آسـیایی و یـک کشـور از خاورمیانه است.

درآمد سرانه و استفاده از اینترنت به صورت مثبت هبستگی دارند. با بـه خـاطر سـپردن ایـن ارتبـاط بسیاری از کشورهای در حال توسعه ایجاد زیرساختهای اینترنت را در مرکز سیاسـتهـای توسـعه اقتصادی خود قرار دادهاند هر چند که اینترنت احتمالاً سرچشمه رشد بهرهوری اقتصـادی اسـت امـا تاکنون شواهد در این مورد محدود است. این تأثیرات ضعیف به سه دلیل است: اولاً سرمایهگذاریها در فنآوریهای اطلاعات و ارتباطات در سطح جهانی گسترده نبوده است. حتـی در کشورهای توسعه یافته، دگرگونیهای فرهنگی و سازمانی حیاتی که برانگیزانند بهرهوری اینترنـت 2000 ."این موانـع بـرای کشـورهای تاحـدی توسـعه 1 باشند هنوز ایجاد نشدهاند "براینی افسن هیت یافته بسیار بیشتر است.

ثانیاً ابزاری میانه رو برای بسیاری ارتباطات شخصی باقی مانده است و این به دلیل موانع تکنولوژیکی است. "هنوز" نمیتوانیم مکالمات خصوصی، جامعی را در سطح جهانی با قابلیت اعتبـار بـالا انجـام دهیم و چنین مباحثاتی در قلب بسیاری از روابط جهانی آینده قرار دارد

ثالثاً دولتها ابزارهای پایهای تکنولوژیکی دارند که ولو به صـورت دسـت و پـا شکسـته اسـتفاده از اینترنت را کنترل مینمایند. به عنوان مثال در بسیاری از کشورهای سرکوبگر، فراهم کنندگان خدمات اینترنتی "ISPها" یا در مالکیت دولت هستند و یا به وسیله آن کنترل میشوند. تلاشهای دولتها در تنظیم مکالمات میتواند بسیاری از بازده های اقتصادی را که به آن امید میرفته به وسیله کاهش کنترل اطلاعات به وسیله کاربران کند و کاو کند. از انتظارات آمریکاییها دراواخـر ده ه 1990 بـرای رشـد اقتصادی سه درصد بیشتر سالیانه که اکنون، به مقدار قابل ملاحظـهای از شـاخ و بـرگ آن زده شـده است بخشی به این دلیل است که بهـرهوری مسـتمر از کاربردهـای فـنآوری اطلاعـات بـه صـورت نامشخصتر و کمفروغتر درآمده است. البته مشکل اسـت ارتبـاط بـین سـرمایهگـذاری در فـنآوری اطلاعات و بازده اقتصادی را منکر شد. درنتیجه بسیاری از کشورها، به اینترنت به عنـوان بلـیط ورود به اقتصاد بر اساس آگاهی مینگرند. با شرطبندی برروی شبکه به عنوان منبـع رشـد اقتصـادی، ایـن دولتها اغلب با بیمیلی اگر نه ناآگاهانه ، مهار موجود بـر نیـروی اینترنـت در تـأثیر بـر سیاسـت و اجتماع را برمیدارند.

شبکه اجتماعی

اینترنت میتواند گذرگاه حیرت انگیزی برای داده ها باشد اما آیا بیتهای کامپیوتری بیشتر به معنـای دانش بیشتر است؟ اغلب درک کنونی ارتباطات بر نظریه اطلاعات متکی است. این تئوری، اطلاعـات را به عنوان انتقال پیامها با درجه تعیینشدهای از صحت مینگرد. مشکلات ارتباطات در این زمینه، محدود به مطالـب دارای نقصـان خطـوط اسـت. بنـابراین تئـوری اطلاعات، نقصان را درمشکلات در جریان حرکت داده میداند. با برطرف کـردن مطالـب نـامربوط و برقراری ارتباط قابل اطمینان، دانش بیشتری خواهیم داشـت. البتـه اشـخاص دائمـاً اطلاعـاتی را کـه دریافت میکنند دریافت اجتماعی خود قرار میدهند، معنای شخصی و احساس ارتبـاط اجتمـاعی بـا "2000 "تمامی اطلاعات دارای زندگی اجتماعی 1 دیگران را به آن میافزایند. به گفته براون و دوگوید هستند و رفتارهای اجتماعی در جستجوی منزلت، در تمامی گروه ها وفرهنگها به مقدار زیاد نمایـان است.هر چند هر نوع ارتباطی "نامه، نمابر، مکالمه تلفنی، صحبت رودررو" درمعـرض برداشـتهـای غلط و مشکلات کنترل قرار دارد اما اینترنت به دلیل ماهیت پخش فراگیر در فرستادن پیامهادر سـطح شبکهای باز و ناامن در زمینه خطرات مربوط به حریم خصوصی غنی است. بنابراین یکی از نقاط قوت اینترنت ـ پراکنش ارزان قیمت بـه کـاربران فـراوان ـ هنگـامی کـه ارزش ارتباط از توقع خصوصی بودن ناشی شود به صورت نقطه ضعف درمیآید.تحـریم دولتـی تجسـس، افشاگری شخصی را سرد میکند. در برخی ممکن است بیتوجهی وابسته به نظارت را مناسب بیـابیم ـ مثلاً وقتیکه مباحثات فحاشی و هرزهگویی از ارتباطات جنایی حمایت میکند و یـا شـامل مطالـب جنسی زننده است. البته دیگر رسانه ها نیز با این مسائل روابط عمومی روبرو هستند و ایجـاد تعـادل بین آزادی بیان در مقابل ارزشهای عمومی دیگر، سؤال همیشـه مشـکلی را در جـایگزینی اینترنـت ایجاد میکند

اما هنگامی که حریم خصوصی به وسیله نظارت فراگیر و یا رخنه کردن در خطر قرار میگیرد، افراد 3 اما هنگامی که حریم خصوصی به وسیله نظارت فراگیر و یا رخنه کردن آنچه را که میگویند محدود مینمایند و پیامهای خود را از مطالب و یا لحنی که ممکن اسـت بـرای شنوندگان "دعوتنشده" ناخوشایند باشد پالایش مینمایند. این سانسور شخصـی معمـولاً مطالـب و زمینه های بسیاری از مباحثات اینترنتی را تخلیه میکند. البته چنین تخلیهای اغلب منظور نظر و هدف نظارت کنندگان است. صحبتهای ناخوشایند ممکن است شامل در میان گذاشتن تخیلات نژادپرسـتانه و یامطالب هرزهنگاری باشد. ازطرف دیگر ممکنست شامل درمیان گذاشتن الهامات ویا زیباییشناسی برای آزادیهای مردمسالارانه باشد.

کاهش خطرات رفتارهای نامطلوب اینترنتی، موقعیتهای ابراز عقیـده افـراد را کـه باعـث گسـترش آزادیهای شخصی در سطح جهانی و پرداختن به روابـط بسـیار ارزشـمند مـیگـردد را نیـز کـاهش میدهد. رفتارهای ناشایست میباید به دقت مشخص گردد و پاسخهای سیاسی به ایـن امـر مـیبایـد محدود باشد و به عنوان پایهای برای نظارت و محدودیت وسیعتر آزادی بیان نگردد. چه خوب و چه بد، پیشرفتهای سریع در شبکه باز ارتباطی را که قبلاً ناامن بود به صـورت مکـانی امنبرای مکالمه خصوصی درمیآورد. تا امروز نگرانیهای سیاستگذاری درباره حـریم خصوصـی در اطراف دورنماهایی برای معاملات اقتصادی ایمن دور میزده است. استدلال میکند که «برای رشد کامل تجارت الکترونیک، شبکه نیازمند معماری بسیار 1 لاورنس لسیگ قابل اعتمادتری است. معماریای که دادوستدهای خصوصی و ایمن را ممکن میسازد»"1999ص 40 " ساختار اعتماد بر مباحثات اجتماعی وسیاسی تأثیرمیگذارد. بـا حـریم خصوصـی"اصـالت دو طرفـه مکالمه و محرمانه بودن پیامها" حرفهای بسیاری در میان گذاشته خواهد شدکه در غیـر ایـن صـورت انجام نمیشد.اما با وجود اینکه هنوز مسائل مربوط به محرمانه بودن حل نشـده اسـت شـاهد تجمـع کاربردهای اجتماعی اینترنت در مجامع مجازی هستیم که افراد را در سراسر جهان به یکدیگر مـرتبط میکند. عامل مهم این همکاریها آنست که شرکت کنندگان در آن، خود را پایبند بـه روابـط مسـتمر میبینند. این استمرار همیشه تضمینکننده نیست اما هنگـامی کـه باشـد، نیکنـامی شخصـی در میـان شرکتکنندگان به دلیل آمیخته شدن با رفتارهای فرصت طلبانه به مخاطره میافتد.

تعاملات اجتماعی مفید بسیاری با اندکی محرمانگی اتفاق مـیافتـد. بـه طـور کلـی اینترنـت ابـزاری نویدبخش برای روابط خودساخته است که فراسوی نقل و انتقالات اصلی گسترش مییابد. دولتها میتوانند به وسیله اجازه دادن به اینترنت برای گسترش محرمانه بـودن نقشـی مثبـت بـازی کنند. دولتها همچنین میتوانند ـ و اغلب چنین میکنند ـ به وسیله نابودی محرمانگی پیامها و وضع قوانین درباره محتوای اطلاعات، اغلب به روشهایی دست بالا نقشی مخالف را بازی کنند.

تأثیر اینترنت بر فرهنگهای جهانی

اینترنت مسلماَ می تواند مردم را برای تعامل با دیگران درسطح جهانی"آزاد"نماید اما این کـه بـا چـه هدفی،به این مهم می پردازد اغلب موضوع نامشخصی است و هنگامیکه این اهداف به شکلی منطقی روشن باشد ممکن است مورد قبول نباشد. بسیاری از جوامع اینترنتی ممکن است مخلوقاتی عجیـب و پرتنش برای بسیاری از ما باشد وفاقد احساس تعلق شخصی در میان شرکتکنندگان آن باشد. احتمالاَ این فقدان همیشه دارای اهمیت نیست اما برای برخی از پیامبران اینترنت این جوامـع رویـای اختیار گرایی، توانمند کننده و مکانی برای نقش بازی کردن افراد است. هرچنـد چنـین برخوردهـایی ممکن است غیر رضایت بخش به نظر برسد اما در آنچه اکنون به عنوان زندگی اجتماعی دراینترنـت میگذرد غیر عادی نیست.آنگونه که کارتن «نیویورکیهای» پیتر اشتاینر 1 "2000 "نشـان مـیدهـد، «در اینترنت هیچکس نمیداند تو سگی». واحتمالاً هیچکس هم اهمیت نمی دهد. هرچند افـراد بسـیاری ممکن است برای به شکل کالا درآوردن روابط خود ارزش قائل باشـند و بخواهنـد هویـت خـود را پنهان نمایند، اما چنین رفتارهایی مدتهاست از روابط واقعی انسانها "وحتی سگها" رخت بر بسته انـد و زیر بنای اعتماد است که باعث میشود روابط عمیقتر رشد نماید. از لحاظ اجتماعی در کجا این موقعیت ما را ترک می کند ؟

میشل پراوز جنگی درآینده بر سر روح شبکه را توصیف مـی کنـد. کشـمکش بـین اختیـار گرایی خرده گرایانه که همه چیز را به اسم نفع شخصی و به شکل کالا درمیآورد و ارتقاء دهنـدگان نفع عمومی که شبکه را فضایی عمومی برای مشارکت همگانی و ارتقاء رفتار نوعدوستانه میبینند این دو گانه سازی بازده شبکه یک کاریکاتور است.

اولاً رفتار همه چیز در ازاء قیمت آن رفتاری است که در حـال حاضـر نیـز زنـده اسـت و در اغلـب بازارهای اقتصادی عمل میشود چه اینترنت حضور داشته باشد و چه نداشته باشد ـ و هنور ما دارای طیف گستردهای از تعاملهای اجتماعی هستیم که مکمل زندگی اقتصادی ماست. دوماً داشتن دولت به عنوان فراهمکننده نفع عمومی در اینترنت و حضور دولت به عنوان اعمالکننـده آن مشکلساز است؛ چگونه دولت میتواند نفع عمومی را مستقل از انتخابهـایی کـه افـراد در بیـان ارزشهای خود اعلام میکنند بداند؟ درغیاب چنین کنترل سیاسی، شبکه ممکن است تبدیل به جامعه ای پرجنجال، باز و محـل یـادگیری شود که در آن اهمال قضاوت شخصی باعث پیشرفت خودجوش جامعه میشود. بسـیاری از کسـانی که امروزه شادمانه درباره جهانیسازی صحبت میکنند، چنین شـکل بـازی از ایـن کلمـه را در نظـر ندارند.بسیاری از کسانی که امروزه درباره توقف جهانیسازی صحبت و عمل میکنند احتمالاً دیدگاه منطقیتری از تأثیرات مخل این آزادی که در سطح جهانی گسترش یافته دارنـد .ایـن تشـویشهـا و دلهره ها زمینه بحث علیه برداشت آزاد از جهانی سازی است.

سه سناریوی اینترنت

سه سناریو را که احتمالاً اینترنت بر فرهنگ اثر می گذارد در نظر بگیرید: خیرخواهی فرهنگی، پیکار فرهنگی و انهدام اخلاق فرهنگی. در اولین سناریو، دسترسی جهانی به اینترنت باعث بالا رفتن قدردانی و پـذیرش تفاوتهـای فرهنگـی میگردد و افراد در زیربنای فرهنگی یکدیگر دخالت نمیکننـد. طرفـداران ایـن نظریـه معمـولاً عـدم دخالت در فرهنگهای موجود را یک ارزش میبینند .بنابراین اگـر کسـانی کـه بـا یکـدیگر از طریـق اینترنت در تماس اند تحت تاثیر قرار گیرند و فرهنگها در واقع تغییر کند، مشکل ایجاد میشود. به منظور پیشگیری از آلودگی، قوانین مرزی میباید برای تبادلات فرهنگی و فناوری اعمال گردد. بنابراین فرهنگ را میتوان به عنوان ایجادکننده حق اطلاق کرد که به متصـدیان سیاسـی ایـن حـق را میدهد که برداشت نمایند چه چیز مستحق حمایت از تجـاوز فرهنگـی اسـت و چـه کسـی بایـد آن حمایت را اعمال نماید. این دید هنجار گونه ـ که بیدلیل نباید بر فرهنگهای بومی تـأثیر گذاشـت ـ به نظر به فراوانی در مباحثات فرهنگها مطرح می گردد. در این دیدگاه فرهنگهایی وجود دارنـد کـه شکننده هستند و به آسانی بوسیله فرهنگهای متجاوز و سلطهگر صدمه میبینند. برخی منتقدین گسترش فرهنگ عامه آمریکایی را ناخوشایند و زننده مییابند درحالیکه دیگران بیـان میکنند که دنیا با گسترش فرهنگ آمریکایی ممکن است مکان بهتری برای زنـدگی گـردد. "رتکـف 1 ."1997

سناریوی دوم آن است که اینترنت میتواند مکالمات را به صورت محورهای فرهنگی و ایـدئولوژیک هرچه محدودتری در دسترس جهانی قرار دهد. به جای پذیرش بیشتر ـ به صورتی که افراد ایده های فرهنگی پراکندهای را همچون شعبدهبازی که توپها را در هوا این دست وآن دست میکنـد در اختیـار دارند ـ شاهد مشارکت کمتر و مجامع دروازهبندی شده جهانی بیشتر است که شامل افـراد خـودبینی است که در یکسری خاص از ارزشها شریکند اما خود را از اثرپذیری از دیگـر فرهنگهـا و تـأثیرات جوامع دیگر حفظ میکنند. در این سناریو، شبکه ارتقادهنـده کوتـه فکـری و تعصـب جهـانی اسـت خودخواهی توانمند شده بوسیله شبکه که برخی آن را به عنوان حماقت اختیارگرایی کامپیوتری به سخره گرفتهاند

سومین سناریو شامل انهدام اخلاق فرهنگی است. این سناریو بسیار شبیه سناریو اول آغاز مـی شـود: اینترنت میتواند تعامل ارزشمند بین فرهنگها را ارتقاء دهد اما در نهایت، گفتمان جهانی، توان بالقوه هم رقابت و هم همکاری میان ایده ها و ارزشها را گسترش میدهـد و تغییـرات واقعـی در فرهنگهـا بازده ملموس اینکار است. ایده ها، ارزشها و هنجارهای خارجی میتواند جایگزین نمونه هـای محلـی گردد. این ایده نیز به نوعی دارای کشمکش فرهنگهاست.

مباحثات جهانی به صورت بالقوهای ممکن است عقاید دیرپای جامعه و فرهنگ را دوباره شکل دهند. اینترنت این گفتمانها را سرعت میبخشد و فراوانی ایده ها را پیشروی مردم مـیگـذارد. فرانسـیس "1999 "فرایند اجتماعی تطبیق با دستاوردهای محیطی"مثلاً اختراعات در فناوری اطلاعات" 3 فوکویاما را به عنوان اصلی بنیادی در حفظ جامعهای باز میداند. البته تمامی شاهدین، ریسکپذیری اجتمـاعی و سیاسی را توجیهپذیر نمیدانند و سنتگرایان قبل از آنکه مشتاقانه اینترنت را بـا ظرفیـت آن بـرای دامن زدن به آشوب بپذیرند مکث میکنند. گمان میکنم که به همین دلیـل اسـت کـه ادمونـدبورک مانند بسیاری از محافظهکاران اجتماعی و سیاسی امروزه، شیفته آن نبوده است.

به طور کلی، دیدگاه انهدام اخلاق فرهنگها به بهترین وجه بازتاب واقعیت ایـن موضـوع اسـت کـه چگونه اینترنت در آینده بر فرهنگها اثر خواهد گذاشـت. گرچـه برخـی منتقـدین دربـاره گسـترش خطرات چیرگی فرهنگ غربی بر فرهنگهای بومی نگرانند اما تمامی ملتهـا احتمـالاً بـا چالشـهای فرهنگی گسترده در چند ده ه آینده روبرو خواهند بود.

بخشی از این چالشها برخاسته از بهبود فناوری اطلاعات است. کشورهایی بـا زیرسـاخت اینترنتـی کاملاً توسعهیافته و با جمعیتهای تحصیل کرده و ماهر از لحاظ فنی با این شوکها با آشفتگی اجتماعی بسیار کمتری به نسبت کشورهایی که فاقد این خصوصیات هستند کنار میآیند.

معهذا مزایای گسترش استفاده از فناوریهای ارتباطات بر اساس سرانه جوامع توسعهیافتـه و بـاز بـه بیشترین حد است. آن گونه که اقتصاددانان مـیگوینـد، عمـل در حاشـیه اسـت. مـردم تحصـیلکرده بسیاری را در کشورهای محدودکننـده در نظـر گیریـد کـه دسترسـی بـه اینترنـت آنـان را فراسـوی فرهنگهای محلیشان میبرد و پنجرهای به روی گزینه های فرهنگی و اقتصادی نادر "و ارزشـمند"ی میگشاید که مردم در کشورهای بازتر قدر آنها را نمیدانند. احتمالاً شاهد گسترش طبقه متوسطی که متمایل به جهانی شدن باشد در جاهایی خواهیم بود که قبلاً وجود نداشـته اسـت، کـه ایـن خـود تـا حدودی به دلیل ارتباطات اینترنتی و جامعهسازی است که مرزهای سیاسی را احاطه کرده است.

عکسالعمل سیاسی به تجاوز فرهنگی

برخی رهبران به دلیل ترس از مداخله فرهنگی شروع به توصیف جهانیسازی به گونهای کردهاند کـه شامل اعمال فزاینده کنترل سیاسی بر اینترنت باشد. اتخاذ چنـین اعمـالی ظـاهراً بـه منظـور هـدایت فرهنگ به جاده مناسب آن است.

آن گونه که نخستوزیر لیونل جاسپین از فرانسه مـیگویـد: جهـانیسـازی مشـروعیت تـازهای بـه کشورهای امروزه میدهد"جغرافی و شبکه 2001 ص 43 "به نظر میرسد که همفکری فزاینـدهای در سطح جهانی میان دولتها برای جهانیسازی به شیوه فرانسوی آن به وسـیله کنتـرل کـردن فنـاوری اطلاعات واستفاده های آن وجود داشته باشد."«جهانیسازی از طریق دیدگاه فرانسوی»را ببینید 2001" در صورت موفقیت فرانسویها نشان خواهند داد که جهانیسازی میتواند بدون انعطافپذیری بسیار فرهنگی، به پیش رود. بنابراین، این سیاست ارزش فکر کردن را دارد. آیـا دسـتکاری قابـل ملاحظـه سیاسی در اینترنت باعث بالا بردن رفاه شخصی میگردد.

بله جوابی طعنه آمیز به این سؤال است اگر که بخواهید مطالب را آن گونه توصیف نمایید. هـر چنـد بسیاری از طرفداران جهانیسازی اعتقاد دارند که بـازبودن و درک فزاینـده در میـان مـردم در سـطح جهانی با افزایش جهانیسازی همراه است اما این همراهی لزوماً وجود ندارد. اگر یک فرهنگ بسـیار قاعدهمند باشد ـ و در نتیجه شخصی بسیار محدود است ـ پس گونه باز جهانیسازی لزومـاً پیشـرفته نیست. بنابراین به دلیل شکلگیری گسترده فرهنگ سیاسی نیز در توصیف جهـانیسـازی کـه اکنـون متداولتر است جای میگیرد پس درک ما از عبارت جهانیسازی مبهم است. لازم است که مؤلفه های بازبودن بینالمللی و آزادی شخصی را که لزومـاً بخشـی از جهـانی سـازی نسبت به طور جداگانه درک نماییم. ای، تی کیرینی از آمار موجود در فعالیت مرزی برای پنجاه کشور اسـتفاده مـیکنـد تـا انـدازهگیـری جمعی جهانیسازی ایجاد شود "ای تی کیرینی/مجله سیاست خارجی 2001 را ببینید" اندزهگیریها بر چهار زمینه اعمال میگردد:

الف" جریان بینالمللی کالاها و خدمات و همگرایی قیمتها در میان کشورها؛

ب" جهانیسازی مالی؛

ج" جهانیسازی تماسهای شخصی؛

د" اتصال اینترنتی که ترکیبی از سه عامل است ـ کاربران اینترنتی به صورت سرانه، میزبانان اینترنتـی

به صورت سرانه و تعداد سرورها"servers."

دسته های "الف و ب" اقتصادی محض است و دسته های "ج و د" بـه صـورت قابـل ملاحظـهای بـه استفاده اقتصادی وابسته است. به طور کلی درباره استفاده های خاصی کـه از اینترنـت مـیشـود چیـز زیادی نمیدانیم وفقط میتوانیم استنباط که تعداد کاربران، میزبانان و پیشکاران بیشتر،بیانگر آنست که طیف گستردهتری از گفتمان جهانی در حال انجام است. شواهد بیان میکند که در اغلب کشورهای پیشرفته فناوری اینترنت اولاً جهت همبسته کردن بازارهای مالی مورد استفاده قرار میگیرد و سپس بر مدیریت زنجیره های عرضه و جریانات سازمانی اطلاعات اعمال میگردد. بنابراین ممکن است منطقی باشد که تا اینجا اینترنت را به عنوان پدیدهای تجاری در نظر بگیریم. توجه داشته باشید که شاخص جهانیسازی نیز به سمت رتبه هـای بـالاتر بـرای کشـورهای کوچـک توسعه یافته از لحاظ اقتصادی جهتدار است. به عنوان مثال سـنگاپور در رتبـه اول و هلنـد در رتبـه دوم جای دارد چرا که مقدار زیادی از آنچه این ملتها از لحاظ اقتصادی نیاز دارند باید بـه صـورت بینالمللی کسب گردد. در مقابل ایالات متحده به خودی خود بازاری بزرگ و یکپارچه است که لزوم چنین تبادلات مرزی را کمتر حیاتی میسازد. به طور کلی شاخص جهانیسازی کیرینی ابـزاری مفیـد اما محدود برای انتقال مباحثات درباره جهانیسازی فراسوی الفاظ به سمت شواهد واقعی است.

انعظافپذیری فرهنگی ـ اقتصادی

همان گونه که مطالعه کیرینی/سیاست خارجی نشان میدهد درک ما از جنبـه هـایی سـوای اقتصـادی اینترنت جهانی از وضوح بسیار کمتری به نسبت جنبه های اقتصادی برخـوردار اسـت. هـر چنـد کـه نویسندگان مطالعه کیرینی/سیاستخارجی استدلال میکنند که جنبه قابل ملاحظهای از جهـانیسـازی گسترش فرهنگ و ایده هاست اما جریان اطلاعات لزوماً معادل بازبودن، پـذیرش و تطبیـق یـافتن بـا تغییرات نیست. برای کنار آمدن با این مسائل، آنچه را که «انعطافپذیری فرهنگی ـ اقتصادی» مینامم را مورد بررسی قرار میدهم. این بررسی درباره میزانی است که هـر کشـور فعالیـتهـای گروهـی و شخصی داوطلب، پایدار و معناداری را بدون کنترل گسترده سیاسی انجام میدهد. بـه طـور خلاصـه یک جامعه انعطافپذیر نیازمند حقوق زیربنایی مدنی و مالکیت خصوصی قوی است.

ایجاد شاخصی در سطح کشوری به وضوح نمیتواند نشاندهنده غنای آنچه که ممکن است از لحاظ فرهنگی در درون هر کشور و در طرف دیگر مرزهای ملی در جریان است، باشد اما میتواند میزانـی را که هر دولت به شهروندان اجازه میدهد که به فرهنگها و ایده های خارجی دسترسی داشته باشند نشان بدهد. به این منظور، اندازهگیری ساده CEF میتواند ایجاد شود و با انـدازهگیـری جهـانیسـازی کیرینـی/ سیاست خارجی برای همان پنجاه کشور مقایسه گردد.برای ساختن شاخص CEF دو اندازه گیری را که معمولاً گزارش می شود با بار یکسان با یکدیگر ترکیب نمودم. این اندازهگیریها در مـورد آزادی شخصی ارزیابی شده در سطح کشور: 2001"است که به طور سـالیانه توسـط all W 1 شاخص آزادی اقتصادی"ادریکل،همز وکیرک تپریک Journal Street و بنیاد، Heritag گزارش می شود و شـاخص آزادی هـای مـدنی «خانـه آزادی 1999 «است که آن هم به صورت سالیانه در کشور انتشار مییابد. سازمانهایی با دیدگاه های فلسفی متفاوت درباره آزادی، این اندازهگیریها را طرح کردهاند. روشهای آنان با جزئیات بیشتر در گزارشات سازمانها توصیف شده است. هر دو به گونهای مناسب نیازمند قضاوت درباره تأثیری هستند که مؤسسات برای حمایت از جنبه های داوطلبانه تبادل اقتصادی و اجتماعی و میزانی که هر شخص و یا گروه خصوصی میتوانـد بـه دنبـال جـایگزین باشـد ایجـاد میکنند. بنابراین هر کشوری میتواند در بوق و کرنا کند که از حکم قانون اطاعت میکند و از حقوق بشر حمایت مینماید اما میزانی که هر کشور نشان داده است که برای دستیابی به ایـن اهـداف عمـل کرده است چیزی است که به حساب میآید. به عنوان مثال شواهدی از قـوه قضـائیه مسـتقل، کنتـرل پلیس توسط شهروندان و حقوق پابرجای مالکیت خصوصی میتواند ما را یاری نماید میزانـی را کـه هر کشور آنچه را ادعا مینماید در واقع انجام میدهد را بفهمیم دو شـاخص در ترکیـب بـا یکـدیگر میزان تقریبی پیشرفت ملی از لحاظ مبادله اقتصادی و اجتماعی را نشان میدهد.

CEE و جهانی سازی

همان طور که قبلاً گفته شده مردم اغلب گمان میکنند که CEE جنبه جدانشدنی جهانیسازی است. البته ارتباط اینترنتی جهانی تحت نظارت دولت میتواند گسترش یابد به روشی که صحبت خصوصی را فقط به صورت سایهای از واقعیت کاهش دهد. به دلیل آنکه دادوستد کالاهـا، خـدمات و ایـده هـا خدمات و ایده ها بر اساس اعتماد شخصی در میان اشـخاص پـیش مـیرود، شـاخص CEF ممکـن است به عنوان اندازهگیری یک موقعیت ضروری برای ایجاد اعتماد به حساب آید کـه بـه بسـیاری از روابط جهانی وابسته است. به عنوان نقطه شروع اجازه دهید بپذیریم که CEF" گشودگی" لازم نیست بخشـی از جهـانیسـازی حداقل آنگونه که شاخص کیرینی/سیاست خارجی مشخص نموده باشد. به عنوان مثال توجـه داشـته باشید که زلاندنو در شاخص CEF رتبه اول را دارد اما در شاخص جهانیسازی دارای رتبه بیست و یکم است. ایالات متحده دارای رتبه دوم در CEF اما دوازدهم در جهانیسـازی اسـت. اسـترالیا کـه رتبه سوم در CEF است در جهانیسازی دارای رتبه بیست و سوم میباشد. احتمـالاً چشـمگیرترین قضاوت در رتبهبندی سنگاپور است که در شاخص جهانیسازی کیرینی/سیاست خارجی دارای مقام اول است. اما در شاخص CEF فقط در رتبه سیودوم قرار دارد.

این تفاوتها چه چیز را نشان میدهد؟ به عنوان مثال زلاندنو و استرالیا واقعاً جامعه های بازی هستند و از لحاظ اقتصادی نیز جهانی به نظـر مـیرسـند. البتـه آنـان در برخـی عوامـل زیربنـایی شـاخص جهانیسازی کیرینی "مانند مسافرت بینالمللی و جریان کالا" و هزینه های بالای حمـل و نقـل دارای رتبه پایینتری هستند. از طرف دیگر هر دو رتبه بالایی در استفاده از اینترنت و میزان میزبانی اینترنتی دارند. شخص ممکن است به صورت منطقی نتیجه بگیرد که این کشـورها در آزادی شخصـی، غنـی هستند و علاقمند به گسترش روابط خود فراسوی مرزهای ملی میباشند. جدایی مکانی از اغلب بقیه جمعیت دنیا، اینترنـت را بـه صـورت ابـزار ارتبـاطی مهمـی بـرای آنـان درمیآورد. در مسافرت به زلاندنو در 1999دریافتیم که اغلب مردم این کشور درباره مسائل لجستیکی که در رویارویی با اقتصاد جهانی با آن برخورد میکنند واقعگرا هستند. اما کاملاً تمایل داشـتند بـرای کسب دانش با ورای مرزها تماس داشته باشند و به صورت قابل ملاحظهای بـر روی اینترنـت بـرای رسیدن به آن هدف سرمایهگذاری کردهاند.

احتمالاًبازبودن زلاندنو برای رسیدن به اهداف اقتصادی کارساز است، اما این موضوع بـرای بسـیاری خود یک هدف است. برای این کشورها به نظر میرسد که روح بازبودن بـه صـورتی ناگشـودنی بـا جهانی سازی اقتصادی همراه است. تلاشهای سنگاپور مثال مقابل آن است: کشوری که شهروندان آن با زیرکی اقتصـادی خـود زنـدگی میکنند اما دولت آن هنوز کنترل اجتماعی شدیدی را بر آنـان اعمـال مـیکنـد. در سـنگاپور حقـوق مالکیت خصوصی کاملاً به وسیله قوه قضائیه مستقل حمایت می شود. دولت قاعدهمنـدی محـدود و شفافی را بر فعالیت اقتصادی اعمال مینماید و هیچ سـهمیه واردات و یـا موانـع غیرتعرفـهای بـرای دادوستدهای خارجی وجود ندارد. سنگاپور همچنین به شدت تجارت الکترونیک را ارتقـاء داده و در رابطه با درصد جمعیتی که از اینترنت استفاده میکنند رتبه چهارم را داراست. حزب حاکم بر سنگاپور به نام "PAP "Party Action peoples همچنین بـر تمـامی میـدانهـای اقتصادی و سیاسی سلطه دارد. شرکتهای مرتبط با دولت حدود 60درصد GDP را ایجاد میکننـد. حزب حاکم ادعا میکند که ارزشهای آن ارزشهای کشور است و سلطه PAP برای بقای سنگاپور حیاتی است.بسیاری از مردم موفقیتهای اقتصادی تحسینبرانگیز این دولت فاشیست را مـیسـتایند. قسمت اعظم اینکه سنگاپور موفق بوده است در نتیجه تلفیق سیاسی و فرهنگی دولت است: کنتـرل و شکلدهی رفتارهای اجتماعی توسط دولت بیانگر جامعهای شبه قبیله ای است شـکلی کـه سـنگاپور احتمالاً آن را حفظ خواهد کرد. معهذا دولت سنگاپور با معضل اجـازه دادن درک دانـش اقتصـادی و علمی از اینترنت بدون اجازه دسترسی به نظرات گوناگون در زمینه مطالـب اجتمـاعی و سیاسـی کـه ممکن است به سلطه PAP خدشه وارد نماید روبرو است. خطر برای PAP آن است که اینترنت به عنوان ابزاری برای کارآفرینی اقتصادی ممکن است بـه صـورت وسـیلهای بـرای کارهـای سیاسـی و اجتماعی درآید. تاکنون تکیه بر سانسور شخصی و مجازاتهای سنگین برای تعدادی از متخلفین بـه نظر مؤثر بوده است.جمهـوری خلـق چـین دارای موقعیـت متفـاوتی در رابطـه بـا انعطـافپـذیری، جهانیسازی و استفاده از اینترنت است.رتبه چین در تمامی شاخصها ضعیف است.در شاخص CEF رتبه چهل و نهم و در جهانیسازی دارای رتبه چهل و هشتم است و در بین پنجاه کشور بررسی شده در مورد استفاده از اینترنت دارای رتبه چهل و یکم می باشد. با اطمینان میتوانیم پیشبینی نماییم کـه هنگامیکه این کشور بسیار بزرگ به شدت دستور کار اقتصادی خود را گسترش دهد رشـد سـریعی هم در جهانیسازی و هم استفاده از اینترنت خواهد داشت. ورود اخیر این کشور به سازمان تجـارت جهانی، موقعیتهای جدید بسیاری را برای چین ایجاد خواهد کرد. رویکرد این کشور نیز میتواند به عنوان کشوری فاشیستی در نظر گرفته شود: حزب کمونیست زیربار هیچ نـوع چالشـی در رابطـه بـا برتری حزبی نمیرود و خود را در اغلـب مباحثـات اقتصـادی وارد مـیکنـد "مباحثـات کـاری بـین خارجیان و شرکتهای چینی در این کشور به طور ثابت بـا همراهـی عضـویی از حـزب کمونیسـت صورت میگیرد" البته واضح است که مباحثات صورت گرفته در فضـای کـامپیوتری بـرای کنتـرل و نظارت توسط حاکمان چینی مشکلتر است. چین درخواست معاهده بینالمللی برای ایجاد «مدیریت امن اطلاعات» شده است که به قدرت تصمیمگیرنده در کشور اجـازه سانسـور جریـان اطلاعـات در 1 اینترنت را بدهد. "سوسمان 2001 "با این حال اینترنت به سرعت در حال افزایش در چـین اسـت و بیشتر این استفاده کنترل نمیشود. دولـت مایـل نیسـت شـاخ اینترنـت را بشـکند چـرا کـه پتانسـیل فوقالعاده آن را برای پیشرفت علمی و اهداف اقتصادی تشخیص میدهد اما از پتانسیل اینترنت برای آشوب و صدمه نیز میهراسد. دولت به محدودسازی محتوای اینترنت از طریق پلیس تعلـیم دیـده و به تلاشهای خود برای کنترل فعالیت اینترنتی ادامه میدهد. دولت چین همچنین سه ISP موجـود در کشور را در اختیار دارد و شرکتهای استفاده کننده از اینترنت را ملزم می نمایـد بـرای حفـظ جـواز خود به دقت فهرست کاربران و آنچه را که آنان از طریق اینترنت انجام میدهند را ثبت نماید.

به رغم این اعمال، کاربران پیشرفته در چین موانع اطلاعاتی را با سهولت نسبی دور میزنند بخشی از این کار توسط پایگاه های اینترنتی مستقر در کشورهای آزاد صورت میگیرد. عـلاوه بـر آن هکرهـای "hackers "چینی میتوانند به پیامهایی از پایگاه های غیرچینی دسترسی داشته باشند. مسئولین چینی دارای گزینه های مؤثر کمی در این زمینه هستند: نظارت همراه با مسامحه و یا رویکـرد بـی ملاحظـه قطع پایگاه های مشخص مانند کافینتها و مجازات سنگین اشخاص که گمان شود قـوانین را نقـض کردهاند. شخص فقط میتواند به موفقیت احتمالی دولت در خاموش کردن دگراندیشان فکر کند.

برخلاف مردم سنگاپور، شهروندان چینی نشاندهنده پراکندگی عقاید بیشتری درباره آنچـه کـه یـک بنیانگـذار نخسـتین پایگـاه 2 زندگی خوب میتواند شامل آن باشد هستند. در سال 2000 هوانگ کـی حقوق بشر در چین به اتهام خرابکاری وسعی در فروپاشی قدرت حـاکم دسـتگیر شـد. احتمـالاً وی آخرین نفری نخواهد بود که به دلیل چنین اتهامی دستگیر میشود.

شوکهای فناوری اینترنت و فرهنگ

مقاومت در مقابل چالشگرهای فرهنگی در اغلـب جوامـع یـک هنجـار اسـت. روشهـای جدیـد و قدرتمندی از گردآوری و تفسیر اطلاعات باعث شده است مردم ارائه های فرهنگـی کنـونی در مـورد روابط مهم را زیر سؤال ببرند . مردم شروع به کسب تجربه بـا هنجارهـای فرهنگـی در سـعی بـرای نوشتن دوباره کتاب راهنمای عملکردهای اجتماعی کردهاند. اینکه چگونه چنین کارآفرینی عمل میکند بسته به بازبودن زیربنای فرهنگی، بسیار متفاوت است. کسانی که دارای فرهنگی خاص هستند نمیتوانند به سادگی ارزشها و هنجارهای جدید را جایگزین نمایند و درسهایی را که در طول دوره زندگی خود آموختهاند، نیاموخته به حساب آورند. این درسها در خاطرات افراد و در مؤسسات جامعه وجود دارد. بنابراین افکـاری عمـومی در مقابـل حمله متجاوزین فرهنگی پاسخی قابل پیشبینی در زمانی است که فناوری به روشـی بـر هـم زننـده اجتماع مورد استفاده قرار گیرد

البته در جوامع انعطافپذیر فرهنگی، ارزشهای ایجاد شده و هنجارها در مقابل چنین چالشهایی باز هستند. اشخاص از ابتکارات "اغلب از طریق زیرفرهنگها" در این جوامع باز به روشهـایی اسـتفاده خواهند کرد که به صورت بالقوه ناهمگن با هنجارهای بنیادی است. فوکویاما چنین تنشهـایی را بـه خوبی توصیف نموده است: هیچ چیزی در مؤسسات رسمی وجود ندارد تا تضمین کند که جامعه از نـوع درسـتی از ارزشهـا و هنجارهای فرهنگی تحت فشار تغییرات فناوری، اقتصادی و اجتماعی لذت ببـرد. عکـس آن صـحیح است:

فردگرایی، کثرتگرایی و پذیرش که در روند رسمی مؤسسات برای تشویق تفاوتهای فرهنگی ایجـاد شده است توان بالقوهای در تحت تأثیر گذاشتن ارزشهای اخلاقی بـه جـای مانـده از گذشـته دارد. "12ص 1999" ذاتاً در کشورهای آزاد "یعنی دارای CEE بالا" همه کس جواز دنبال کردن راه های برای از بین بردن، اصلاح و یا دوباره سازی هنجارهای اجتماعی را دارد. روشن است که اینترنت طیف ابتکارسازی سیاسی و اجتماعی را گسترش میدهد. مسـتمراً مجبـوریم بازی رسیدن به هنجارسازیها و ارزشها را که در شرایط متغیـر مـا منطقـی اسـت، اگـر کـه CEF بخواهد حفظ شود را باز کنیم چرا جوامع باز، مخـاطرات اینکـه از لحـاظ اخلاقـی سسـت شـوند را میپذیرند؟ فکر میکنم جواب به طور کلی در تفاوتهای درک شده در هزینه تطبیق باشد. در جوامع بـاز مـردم عموماً باور دارند که تغییرات میتواند مدیریت شود و تحت نظارت درآید و چنـین تغییراتـی بسـیار پرهزینه ومنهدم کننده نخواهد بود بلکه ارزیابیها فعالیتهای خوشبینانهای را ایجاد خواهد کرد کـه در آن با مسائل برخورد و به جای آنکه از آنها اجتناب شود، حل میگردد. از طرف دیگر در کشورهای سرکوب شده رهبران در هراسند که روشهای تحریک کننده ممکن است از اتصال با دنیای کثرتگرا ایجاد شود. اگر شهروندان آنها قادر به کسب فرهنگی که متفاوت از آنچه در کشور تعریف شده و قابل قبول است شوند قسمتی از چینی که ملت را با یکدیگر نگـاه داشـته از هم گسسته میشود.دولتها با معضل کنترل استفاده های بالقوه ناخوشایند اجتماعی و سیاسـی روبـرو هستند در حالیکه در عین حال مشارکت در اطلاعات ارزشمند اقتصـادی را بـالا مـیبرنـد. همچنـین بسیاری از شرکتهای بزرگ ارزش اطلاعاتی را که کارمندان آنها از شبکه کسب مـیکننـد در مقابـل ریسکی که کارمندان ممکن است از دسترسی به شبکه سوءاستفاده نمایند، میسنجند. سیاستهای شرکتی درباره استفاده کارمندان از شبکه متفاوت است و کارکنان در زمینه انتخاب ایـن شرکتها حق انتخاب دارند: کسانی که برای آزادیهای شخصی ارزش بسیاری قائلند به شرکتهایی میروند که دارای همان ارزشها هستند. در نتیجه رقابـت در میـان شـرکتها بـرای داشـتن کارمنـدان کارآمد "که ممکنست برای آزادیهای شخصی ارزش بسـیاری قائـل باشـند" مـیتوانـد بـر طـرح و سیاستگذاریهای سازمانهای خصوصی تأثیر گذارد. در مقابل دولتهای ملی تا میزان زیادی، شـهروندان خود را که خروج آنها "مهاجرتشان" هزینه بر است محبوس نگاه داشتهاند. عدم تحرک این شهروندان به دولتهای ملی این اجازه را میدهد تا کمتر پاسخگوی تقاضای شهروندان برای آزادیهای اطلاعـاتی، باشند.

نتیجهگیری

همان طور که اینترنت به صورت ابزار ارتباطی قوی درمیآید تغییراتی اساسی را در الگوی زندگی ما ایجاد میکند. همه ما با ابتکارات برهم زننده ثبات میجنگیم ـ همان گونه که صنعتگران خـانگی 190 سال پیش با صنعتی شدن جنگیدند. در مردم سالاریهای کثرت گرا، گروه هـای علاقمنـد بـه دولـت فشار میآورند تا جنبه های نامطلوب ایجاد روابط جهانی را قاعدهمند نماید"به عنـوان مثـال ردوبـدل شدن هرزهنگاریها و یا اعمال خشونت آمیز" و دولتها نیز تاحدودی کنترل را اعمال میکنند. اما معتقدم که جوامع باز، سازشپذیر و کثرتگرا از این نابسامانیهـا بـدون محـدودیتهای بسـیار بـر اینترنت خواهند گذشت هر چند که مطمئنند که با ابتکارات فناورانه برهمزننده ثبات و پیشرفتهـای علمی مختلکننده روبرو خواهند شد. رشد سریع در دانش علمی ما درباره مغز انسان و ژنتیک زیستی ممکن است باعث چنین شوکهایی در ده ههای آینده گردد. جوامعی که ارزش بسـیاری بـرای انعطـافپـذیری اجتمـاعی و اقتصـادی قائلنـد"آزادی و پـذیرش" میتوانند چنین اختلالاتی را پیشبینی نمایند. به وسیله باز نگه داشتن گزینه هـای فرهنگی،حتـی اگـر دلیلی قوی برای انجام آن وجود نداشته باشد، چنـین جـوامعی تواناییهـای ارزشـمند خـود را حفـظ مینمایند. البته این استدلالها بر رهبران سیاسی که مدعی نمایندگی فرهنگهای ملی خود هستند اثری ندارد. البته طرف دیگر انعطافپذیری، پتانسیل استحاله هویت فرهنگی است که ریسکی برای تمـامی کسانی است که به صورت آزاد زندگی میکنند همانگونه که فوکویاما متدبرانه بیان مینماید: «واضـح است که برای کسانی که آزاد زندگی نمیکنند این ریسک کـاهش مـییابـد. امـا تـلاش بـرای بسـتن فرهنگها عواقبی دارد که میتواند آزادی انسانی را ویران کند

خوشبختانه در جوامع بسته تمایل رهبران سیاسی برای گسترش تبادلات اقتصادی جهانی آنان را وادار نساخته است برخی ایده های خارجی را که با آن آمیخته است و از طریق اینترنت میآید بپذیرند. یوغ سنت گرایی فرهنگی و سرکوب سیاسی بیشترین بازده را از توسعه اینترنت به دست میآورد. اشخاص میتوانند از اینترنت برای پیوستن به طبقه متوسط جهانی شده استفاده نمایند ـ که به گونهأی سیستم حمایت روانی جهانی است. میباید برای گسترش اینترنت جهانی باز، کار کنـیم نـه فقـط بـه دلیل اینکه فعالیتهای اقتصادی را گسترش می دهد بلکـه بـه دلیـل آنکـه آزادی فـردی را گسـترش میدهد اما میباید بدانیم دسترسی به اینترنت همچنین ویرانی عظیمی در برخی فرهنگها در بسیاری از قسمتهای دنیا ایجاد خواهد کرد.

منابع

T. K earney/Foreign Policy m agazine. 2001. Globalization Index. Available at

http://www.atkearney.com .

Brown| John S.| and Paul Duguid. 2000. The Social Life of Information. Boston:

Harvard BusinessSchoolPress.

Brynjolfsson| Eric| and Lorin M . Hitt. 2000. Beyond Com putation: Inform ation

Technology| Organizational Transform ation| and Business Perform ance. Journal of

Economic Perspectives14 "fall":23–48.

Freedom House.2000.AnnualSurvey ofFreedom Country Rankings 1972–73 to 1999

00.New York:Freedom House.

Fukuyam a|Francis.1999.The GreatDisruption.New York:Touchstone.

Geography and the Net.2001.The Economist"August11–17":18–20.

Globalisation through French Eyes.2001.The Economist"August4–10":43–44.

Hayek|F.A.1945.The Use ofK nowledge in Society.American Economic Review 35:

51930.

InternationalM onetary Fund "IM F".2000.InternationalFinancialStatistics Yearbook.

W ashington|D.C.:IM F.

International Telecom m unications Union. 2000. Yearbook of Statistics 2000. Geneva:

InternationalTelecom m unications Union.

K alathil| Shanthi| and Taylor C. Boas. 2001. The Internet and State Control in

Authoritarian Regimes: China| Cuba| and the Counterrevolution. W ashington| D.C.:

Carnegie Endowm entforInternationalPeace.Available at:

 http://www.ceip.org/files/publications.

Lessig|Lawrence.1999.Code and Other Laws ofCyberspace.New York:Basic.

M easuring Globalization.2001.Foreign Policy "January–February":56–65.

Netcraft.2000.Secure Server Survey.Available at:

 http://serverwatch.internet.com /netcraft/200102netcraft.htm l.

O’Driscoll|Gerald P.|Jr.|K im R.Hom es|and M elanie K irkpatrick.2001.2001 Index

of Economic Freedom. W ashington| D.C.: Heritage Foundation and Dow Jones and

Com pany.

Prowse|M ichael.2001.W hy the W eb Is a Big City with a Difference.FinancialTimes|

April28–29|28.

Rothkopf| David. 1997. In Praise of Cultural Im perialism ? Foreign Policy "sum m er":

3853.

Shapiro|Andrew L.1999.The Internet.Foreign Policy 115 "sum m er":14–27.

Steiner|Peter.2000.On the Internet|Nobody K nows You’re a Dog.In The New Yorker

BookofTechnology Cartoons|edited by RobertM ankoff|68.New York:Bloom berg.

Sussm an| Leonard R. 2001. The Internet in Flux. Press Freedom Survey 2001. New

York:Freedom House.

U.S. Internet Council. 2000. State of the Internet 2000. Prepared by International

Technology and Trade Associates "ITTA"Inc.|Septem ber.W ashington|D.C.:ITTA.

W einberger|David.2001.Libertarianism Good and Bad.Darwin Online.Available at:

 http://www.darwinm ag.com /read/swiftkick/index.htm l.

W orld Bank. 2000. W orld Development Indicators 2000. W ashington| D. C.:W orld

Bank.

سیستم انبارداری آنلاین سامانه انبارداری سیستم انبارداری سامانه انبارداری آنلاین سیستم انبار سامانه انبار سیستم انبار آنلاین سامانه انبار نرم افزار انبارداری آنلاین نرم افزار انبارداری انبارداری تحت وب سیستم انبار تحت وب سیستم مدیریت چند انبار کاردکس کالا کاردکس کالا در انبار طبقه بندی انبار مدیریت درخواست های PM کدینگ کالا مدیریت درخواست های کاردکس مالی کالا در انبار کاردکس مالی رسید انبار رسید ورود کالا به انبار حواله انبار حواله خروج کالا از انبار درخواست کالا از انبار ثبت درخواست از انبار درخواست خرید کالا ثبت درخواست خرید کالا درخواست بازگشت کالا بازگشت کالا به انبار انتقالی بین انبارها جابجائی کالا بین انبارها رسید انبار مستقیم ثبت کالا در انبار مستقیم موجودی کالا در انبار بروزرسانی خودکار موجودی کالا نقطه سفارش کالا نقطه سفارش نقطه سفارش کالا در انبار سیستم چند انباره مدیریت چند انبار سیستم تحت وب انبار انبار وب بیس حسابداری انبار جانمائی کالا در انبار افتتاح انبار
All Rights Reserved 2022 © OnlineWarehouse.ir
Designed & Developed by BSFE.ir