02188272631   09381006098  
تعداد بازدید : 78
9/1/2023

 

نبرد پایانناپذیر اژدها و ببر

چین و هند، اقتصاد جهانی را شکل تازهای خواهند بخشید

 

باشگاه آینده پژوهان جوان

عنوان گزارش: نبرد پایانناپذیر اژدها و ببر

نویسنده: ماروین جی. سترون و اون دیویس

برگردان: سید محسن علویمنش، سیاوش ملکیفر

تاریخ: شهریورماه 1385

کلیه ی حقوق این گزارش متعلق به باشگاه آیندهپژوهان جوان است. هر نوع تکثیر یا چاپ تمام و یا بخشهایی از ایـن گـزارش بـهصـورت نوشتاری یا الکترونیکی بدون کسب اجازه ممنوع است. نقل مطالب با استناد به مشخصات کامل گزارش بلامانع است.

نبرد پایانناپذیر اژدها و ببر

چین و هند، اقتصاد جهانی را شکل تازهای خواهند بخشید!

چین و هند، که عنوان اژدها و ببر آسیا را یدک میکشند، در آینده نیز همچون امـروز برای برتری اقتصادی و سیاسی در صحنهی جهانی با یکدیگر رقابت خواهند کرد. این دو غول اقتصادی میخواهند ابرقدرتهای دنیای آینده باشند. این نوشتار مـیکوشـد یک ارزیابی از دورنمای کوتاهمدت و بلندمدت دو کشور ارایه دهد و خواننده را بـه آیندههای دور ببرد.

گفتنی است که ترجمهی این نوشتار توسطباشگاه آینده پژوهان جوان به معنای تأیید دیـدگاههـا و مواضع نویسندگان آن نیست که آشکارا با عینک ارزشهای غربی به جهان مینگرند.

 

 

در قارهی کهن، صدای پای یک انقلاب اقتصادی، اجتماعی و ژئوپولتیک به گوش میرسد. چین و هند کـه تا یک نسل پیش، محلی از اعراب در اقتصاد جهانی نداشتند، حالا دارند خانهتکانی اقتصادی میکنند؛ آنها اکنون تبدیل به اژدها و ببر تجارت جهانی شدهاند و هیچ کشور بزرگ دیگری را یارای رسیدن به نرخ رشـد

آنها نیست. آثار و پیامدهای رشد شگرف اژدها و ببر در سراسر جهان بازیافت یافته و بـه ایـن زودیهـا از چهرهی جهان محو نخواهد شد.

چین و هند، از دو کشور فقیر به دو غول دنیای تجارت بدل شدهاند. چین از نظر تجارت در سکوی سوم دنیا ایستاده و همچنین دومین شریک بزرگ اتحادیهی اروپا و دومین شریک بزرگ آمریکا و کانادا به شـمار مـیرود. در ایـن رقابتها، هند به پای چین نمیرسد. به عنوان مثال هند نهمین شریک بزرگ اروپا است؛ ام?ا رشد سریعی دارد. چین تا کنون نقش عمدهای در اقتصاد جهانی داشته است و هند نیز بهزودی چنین نقشی را برعهده خواهد گرفت.

از دیدگاه نظامی، چین و هند قویاً برای گسترش قدرت خود در سطح منطقه میکوشند و حتی چین، بـه فراتـر از منطقه میاندیشد. هر دو کشور در حال نوسازی ارتشهای خود هستند. چین ساخت موشکهای قـارهپیمـایی بـا توان حمل کلاهک هستهای را در پیش گرفته است. اگر این دو کشور به اهداف خود دست یابند، برای نخـستین بار پس از جنگ سرد تعادل قدرت نظامی جهان دستخوش تغییر خواهد شد. این مسأله همچنـین ملاحظـاتی را در رویاروییهای آیندهی هند و چین یا چین و ژاپن رقم خواهد زد.

هر دو کشور، نمایشهایی در مقیاس بینالمللی را آغاز کردهاند که تحسین مردم جهان را بر میانگیزد. هـر دوی آنها به کشورهای فقیر کمک میکنند. هند در عملیات نظامی و کمکرسانی بینالمللی مشارکت میکنـد. چـین نیز پیمانهای دوجانبهای با شماری از کشورها امضا میکند و از قدرت اقتصادی خود برای دستیابی به منویـات

سیاسیاش استفاده میکند. هند سودای کرسی دایمی شورای امنیت سازمان ملل متحـد را در سـر مـیپرورانـد و چین نیز به تازگی چراغ قرمز نشان داده است.

برخی اقتصاددانان، کارشناسان سیاسی و تاریخدانان، این تغییرات را به مثابهی انتقال مرکز ثقل جهان از غربِ صنعتیشده به شرق درحالصنعتیشدن میدانند. گلدمن ساچز معتقد است: "تا سال 2032 اقتصاد هند میتواند ژاپن را پشت سر بگذارد. چین نیز میتواند تا سال 2039 گوی سبقت را از آمریکا برباید". سرمایهداری در چین افزایش یافته است قرائت چینی نظام سرمایهداری، همچنان در سیطرهی مقررات سخت و پیچیده است و در گوشه و کنارش زمزمه های فساد به گوش میرسد. این نظام اقتصادی پیچیده، تاکنون موفقیت خود را به همگان اثبات کرده است. در فاصلهی سالهای 1978 تا 2000 ،تولید ناخالص داخلی چین به چهار برابر افزایش یافت و در سال 2005 ،سرانهی تولید ناخالص داخلی این کشور به 6200 دلار رسید. چین اکنون بیش از 4 درصد تولید اقتصادی جهان را در اختیار دارد.

سرعت رشد اقتصادی چین، کماکان رتبهی اول دنیا را خواهد داشت. آمارها نشان میدهد در سال 2005، تولید ناخالص داخلی چین 2/9 درصد رشد داشته است. این رشد عجیب، از رشد ساخت و تولید صنعتی نشات میگیرد که بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی چین را تشکیل میدهد. گرچه باورکردنش دشوار است، اما

در سال 2005 نرخ رشد تولید صنعتی چین از مرز 7/27 درصدگذشت. در میان کشورهای صنعتی، پایینترین نرخ دستمزد به چین تعلق دارد و به همین خاطر در حوزههایی مانند نساجی، ارتباطات راه دور و قطعات خودرو، ارزانترین تولیدکنندهی دنیا به شمار میرود. کالاهای چینی به پشتوانهی شرکتهای عظیمی مانند  والمارت

، شاخص بهای مصرفکنندهی آمریکا را بیش از دو درصدکاهش دادهاند. اما این تنها آغاز راه است...

در سال 2007 ،کارآفرینی به نام مالکوم بریکلین ، تلاش برای واردات خودرو از شرکت خودروسازی چری 4 اوتو  به آمریکا را آغاز کرد (برخی کارشناسان صنعتی معتقدند تا سال 2010 ،خودروهای چینی استانداردهای ایمنی و آلودگی آمریکا را جوابگو خواهند بود). انتظار میرود قیمت خردهفروشی خودروهای چینی 30 درصد کمتر از نمونههای مشابه باشد؛ مزیتی که احتمالاً صنعت شکنندهی خودروسازی ایتالیا را نابود خواهد کرد و به سایر رقبای جهانی نیز ضربهی مهلکی خواهد زد.

قاعده این است که قدرت اقتصادی به قدرت سیاسی و دیپلماتیک تبدیل شود و آسیای جنوب شرقی نیز از این قاعده مستثنی نیست. چین میخواهد رهبری منطقه را به دست گیرد و در صحنهی جهانی بازیگر مهمی باشد. ثروت فزایندهی چین، آرزوی رهبران این کشور را دستیافتنیتر جلوه میدهد. چین اغلب به حمایت از کشورهایی بر میخیزد که در رویارویی با آمریکا مظلوم واقع میشوند.

به عنوان مثال، چین به میانمار اسلحه میفروشد و حجم کمکهای زیرساختی، نظامی و اقتصادی چین به این کشور در حدود 3 میلیارد دلار است. در مقابل، از بنادر این کشور برای پهلوگرفتن و سوختگیری کشتیهای نیروی دریایی خود استفاده میکند. تحریم میانمار از سوی یالات متحده در سال 2003 به بهانهی ترویج مردمسالاری، 200 میلیون دلار خسارت برای دولت میانمار به دنبال داشت. همان سال، میانمار از روابط خود با چین یک میلیارد دلار به دست آورد؛ اما برخلاف پیشبینی مقامات آمریکایی، تحریم میانمار از سوی آمریکا تأثیر چندانی بر این کشور نداشت!

قراردادهای نفت و گازی چین و ایران نیز وضعیت مشابهی دارد. این قراردادها، تلاش دولت بوش برای تضعیف ایران با توسل به تحریمهای اقتصادی را نقش بر آب ساخته است.

پیمانهای چین و سودان در مقایسهبا ایران و میانمار مستحکمتر است. سودان حدود 5 درصد از نفت مورد نیاز چین را تأمین میکند و چین نیز قریب به 2 میلیارد دلار برای توسعهی میدانهای نفتی سودان سرمایهگذاری کرده است. چین همچنین عرضهی تسلیحات بهنیروهای مسلح سودان را در پیش گرفته و تلاش آمریکا برای

تصویب قطعنامه علیه سودان در سازمان ملل بهبهانهی درگیریهای دارفور را بیاثر ساختهاست.

از سوی دیگر، چین در حال تقویت روابط خود با همسایگان ایالات متحده است. این روابط از توان اقتصادی و تقاضای بالای این کشور برای مواد اولیه و نیز غفلت واشنگتن نشات میگیرد. به عنوان مثال، چین و کانادا موافقتنامهای را امضا کردهاند که دسترسی چین به نفت و اورانیوم کانادا را امکانپذیر میسازد. نوامبر 2005 ،دولت چین از سرمایهگذاری 20 میلیارد دلاری برای اکتشاف نفت و گاز دریایی، توسعهی خطوط ریلی، فعالیتهای عمرانی و حتی ساخت ماهوارههای ارتباطی در آرژانتین خبر داد. این کشور همچنین مقدار زیادی ماشینآلات و تجهیزات نفتی در اکوادور مستقر کرده و حجم سرمایهگذاریهای آن در میدانهای نفتی ونزوئلا به 350 میلیون دلار و در پروژهی گاز این کشور به 60 میلیون دلار بالغ میشود.

حجم مبادلات تجاری چین و آمریکای لاتین در 5 سال گذشـته 900 درصـد رشـد داشـته اسـت. سـال 2003 ،صادرات برزیل به چین دو برابر شد و از مرز 5/4 میلیارد دلار گذشت. اکنون چین دومین شـریک تجاری برزیل به شمار میرود. برزیل بزرگترین بازار صادراتی چین است. در سال 2003 ،حجم مبادلات تجاری چین با برزیل، آرژانتین و شیلی در مجموع به 6/14 میلیارد دلار رسید کـه شـامل 7/10 میلیـارد دلار واردات بود. سال 2004 ،حدود نیمی از سرمایهگذاری مستقیم خارجی چین به آمریکای لاتین تعلق داشت. نوامبر 2005 ،شیلی و چین یک موافقتنامهی تجارت آزاد به امضا رساندند و برزیل نیز قصد خـود را برای مذاکره با چین در این زمینه اعلام داشته است.

رشد فزایندهی مبادلات تجاری چین، دو مزیت مهم برای این کشور به دنبال دارد: نخست و مهمتر این که، این مبادلات منبع تازهای برای نیاز فزایندهی چین به نفت، مواد اولیه و منافع تجارت خارجی است.

دوم این که، شاید 12 کشور آمریکای لاتین را وسوسه کند تا همچنان از سیاست "چین واحد" پکن در برابر تایوان حمایت کنند.

هند امروز، ببر نیمخیز!

هند پایهگذاری جامعهی سرمایهداری پیشرفته را پس از چین آغاز کرد و در نتیجه، از اژدهای چین عقبتر است. اما اقتصاد این کشور در زمانی بسیار کوتاه، پیشرفت شگرفی داشته است. یک دهه پیش، بیش از 35 درصد جمعیت هند زیر خط فقر زندگی میکردند. اکنون 300 میلیون نفر از شهروندان این کشور به طبقهی متوسط تعلق دارند و یک سوم آنان از دام فقر رهیدهاند. با نرخ رشد اجتماعی کنونی هند که برای سایر کشورها دستنیافتنی مینماید، تا سال 2025 اغلب مردم این کشور به طبقهی متوسط خواهندپیوست.

چین یک اقتصاد تولیدی بزرگ را نشانه گرفته است، اما هند اقتصاد خدماتی را دنبال میکند. بیشترین میزان 2 رشد و بالاترین سودآوری در بخش خدمات هند به خدمات مبتنی بر فناوری برتر  تعلق دارد. جالب آن که، هنوز تنها اندکی ـ کمی بیش از 1 درصد ـ از مردم این کشور رایانهی شخصی دارند و حدود 50 هزار روستای

هند، حتی یک خط تلفن هم ندارند! دولت هند فناوری اطلاعات را نه تنها بستری برای صادرات سودآور، بلکه بازویی برای تقویت بنیهی دفاعی خود میداند. با پیوستن هند به خانوادهی اقتصاد جهانی فناوری پیشرفته، برتری این کشور در حوزهی فناوری اطلاعات، نقش آن در معادلات جهانی را پررنگتر خواهد کرد.

هند میخواهد یک ابرقدرت باشد و فناوری اطلاعات، ابزار دستیابی به این هدف است!

بازار سفارش خدمات به هند داغ است و نیروی کار ماهر هند، فعالیتهایی مانند پشتیبانی تلفنی را برای شرکتهای آمریکایی و اروپایی انجام میدهد. حدود 400 شرکت از 500 شرکت نشریهی فورچون، خدمات مرتبط با فناوری اطلاعات خود را به هند میسپارند و 100 شرکت دیگر نیز به زودی برونسپاری به شرکتهای هندی را تجربه خواهند کرد. برآورد میشود تا سال 2015 ،سفارش فعالیتهای خدماتی

به هند، 5/3 میلیون شغل را از آمریکا به هند منتقل کند!

 

اما هند در سطح بینالمللی، تنها دو نگرانی و یک هدف عمده دارد.

چین که امروز رقیب اقتصادی هند به شمار میرود، ممکن است روزی به رقیب نظامی این کشور نیز تبدیل شود. هر دو کشور بزرگترین و قدرتمندترین کشورهای منطقه هستند و به طور طبیعی برای اثرگذاری بر منطقه و جهان رقابت میکنند. کشمکشهای مرزی این دو کشور سابقهای طولانی دارد. هرچند احتمال این که هوای جنگ به سر این دو رقیب بزند بسیار ضعیف است، اما پیامدهای این سناریوی احتمالی آنقدر عظیم است که طراحان نظامی دو کشور نمیتوانند آن را به کلی نادیده

بگیرند. ریشهی اغلب تحولات در ساختارهای نیروهای مسلح هند را باید در این احتمال ناخوشایند جستجو کرد. هند این چالش را به عنوان یک فرصت قلمداد کرده و با طراحی تجهیزات نظامی مبتنی بر فناوری پیشرفته در قالب همکاری با رژیم اشغالگر قدس و آفریقای جنوبی، سودای صادرات پرسود نظامی را در سر میپروراند. از دیدگاه نظامی، فوری و فوتیترین مسألهی هند، پاکستان است. از سال 1947 که دو کشور طعم شیرین استقلال را چشیدند، حضور نظامی آنها در منطقهی کشمیر به کشمکشهای فراوانی منجر شده است.

هند رویای تبدیل شدن به یک ابرقدرت را در سر میپروراند. این هدف در واقع به معنای عضویت دائم در شورای امنیت سازمان ملل متحد است. سال 1971 ،چنین فرصتی به دست آمد، اما با جایگزینی چین به جای تایوان، از دست رفت. هند هنوز این خاطرهی تلخ را از یاد نبرده است. انگلیس، فرانسه، آلمان و آمریکا، همگی از تقاضای هند حمایت میکنند، اما چین که نمیخواهد برای خود رقیب بتراشد مخالف

است، و به تازگی، بار دیگر دست رد به سینهی هندیها زده است.

دورنمای کوتاهمدت بدون شک نقش کنونی چین در اقتصاد جهانی پررنگتر از هند است. تقاضای سیریناپذیر چین برای مواد خام، یک بازار مادامالعمر برای کشورهایی است که اقتصاد تک محصولی دارند. در مقابل، چین برای کشورهای توسعهیافته یک منبع کالاهای مصرفی ارزان به شمار میرود. اما کدام یک از دو کشور ـ چین

یا هند ـ بازیگر غالب دنیای آینده خواهد بود؟

به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران، پاسخ به این سوال آنقدرها هم دشوار نیست: چین بزرگترین اقتصاد دنیا است و در سرعت رشد اقتصادی نیز همتا ندارد. به علاوه، چین بزرگترین عرضهکنندهی دنیا به شمار میرود. انتظار میرود حجم مبادلات تجاری چین با کشورهای جنوب شرقی آسیا در سال جاری به مرز 100 میلیارد دلار برسد و در نتیجه، به زودی رقیب خود در این منطقه ـ آمریکا با 120 میلیارد دلار

مبادلات تجاری ـ را پشت سر بگذارد.

بنابراین اگر کسی بخواهد از میان چین و هند یکی را برای سرمایهگذاری انتخاب کند، در حال حاضر چین را انتخاب خواهد کرد.

اما تحلیلهای ما نشان میدهد که چندان هم نباید مطمئن بود. در حال حاضر چین کاملاً از رقیب خود جلوتر است و شاید تا 5 سال آینده نیز برتری خود را حفظ کند، اما هند نقاط قوت بلندمدتی دارد که چین از آنها بیبهره است. با این حساب ما معتقدیم تا سال 2015 ،هند رهبر اقتصادی آسیا خواهد بود. اژدها میتواند پرواز کند، اما ببر هر وقت بخواهد میتواند سریع بدود. و امروز هند میخواهد سریعتر بدود.

رابرت بارو ، اقتصاددان دانشگاه هاروارد، در ژرفترین پژوهشهای خود چهار عامل کلیدی رشد اقتصادی را چنین میداند: آموزش، ثبات اقتصاد کلان، نهادهای کارآمد و قابل پیشبینی، و بازبودن اقتصاد.

اجازه دهید چین و هند را بر مبنای این 4 عامل مقایسه کنیم.

یکمین عامل موفقیت: آموزش به ازای هر سال افزایش در سنوات تحصیلی جمعیت یک کشور، 3/0 درصد به نرخ رشد سالانهی تولید ناخالص داخلی آن کشور در طول یک دورهی 30 ساله افزوده میشود. دولت پکن در ارایهی آموزشهای پایه به مردمش آشکارا موفقتر از دهلی نو عمل کرده است. دانشگاهها و مراکز آموزش

فنیوحرفهای هند به طبقهی خاصی از مردم این کشور اختصاص دارد و اکثریت مردم از چنین امکاناتی بی بهره اند. دولت هند ادعا میکند 60 درصد مردمش باسوادند، اما این آمار براساس استانداردهایی پایینتر از سطوح جهانی ارایه شده است.

در مقابل 91 درصد مردم چین میتوانند در حد استانداردهای یونسکو بخوانند و بنویسند. هند قویاً برای گسترش نظام آموزشی خود میکوشد و برای آموزش روستاییانی که دسترسی زمینی به آنها دشوار است، از اینترنت و ماهواره استفاده میکند. از آنجا که هند در این راه موفق خواهد بود (و صاحبنظران نیز چنین پیشبینی میکنند) مزیت آموزشی چین بیش از یک نسل دیگر دوام نخواهد آورد.

نتیجه روشن است: آموزش بهتر، هند را از دو دغدغهی بزرگ میرهاند. هند همواره از عقبماندگی شدید ناشی از جمعیت بیش از حد و زنان بیسواد خانهنشین، ضربه خورده است. احتمالاً این مشکلات در سالهای آینده حل خواهد شد. بنا بر سرشماری سال 2001 ، 54 درصد زنان و دختران هند میتوانند بخوانند و بنویسند، درحالیکه یک دهه پیش، تنها 40 درصد آنها چنین مهارتهایی داشتند. در اغلب نواحی نسبتاً پررونق و شهرنشین هند، نسبت باسوادان بیش از 80 درصد است. در نتیجه زنان از منزل بیرون میآیند، شغل اختیار میکنند و کنترل بیشتری بر زندگی خود دارند. این فرایند به طور مشابه نرخ باروری را در همهی کشورهای درحالتوسعه کاهش داده است. انتظار میرود طی دههی آینده نرخ زاد و ولد هند 35 درصد کاهش یابد. با کاهش جمعیت، خانوادههای هندی میتوانند رفاه را تجربه کنند و در نتیجه، ظرفیت تولید این کشور افزایش مییابد.

دومین عامل موفقیت: ثبات اقتصاد کلان در عوامل کلیدی اقتصاد کلان، چین به طور موقت برتری دارد. کسری اندک بودجه و تراز پرداختها، تورم حداقل و نرخ ارز قابل اتکا، همگی به ثبات اقتصاد کلان کمک میکنند و چین در دو مورد از سه

مورد ـ بدهی و تورم ـ مزیت دارد. بدهی دولت چین حدود 29 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور است، در حالی که این رقم در هند به 80 درصد میرسد. در سال 2005 ،نرخ تورم در چین تنها 9/1 درصد و در هند 4/4 بود.

ضعف چین در برابر هند به نرخ ارز باز میگردد. دست کم تا سال 2008 یا 2009 طول خواهد کشید تا یوان (واحد پول چین) کاملاً قابل تبدیل به سایر ارزها شود (در حال حاضر یوان در برابر دلار با نسبت خاصی میخکوب و وابسته شده است). احتمالاً گشودن بازارهای چین مشکلاتی را برای این کشور به همراه خواهد داشت. شناورشدن نرخ یوان میتواند از نرخ رشد و صادرات چین بکاهد.

چین باید با چالش دیگری نیز دست و پنجه نرم کند. یکی از الزامات سرمایهداری، نظام بانکی قوی و شفاف است، اما نظام بانکی چین آشفته است. براساس استانداردهای غربی، هیچ یک از بانکهای اصلی چین قادر به پرداخت بدهیهای خود نیستند. بانکهای چینی به مرور زمان زیر فشار 500 میلیارد دلار وامهای بیبرگشت قرار گرفتهاند. دولت مرکزی حدود دوسوم مطالبات نظام بانکی را جبران کرده و

میکوشد تا آنجا که ممکن است، مبالغ از دست رفته را دوباره به چنگ آورد. این فرایند اصلاحی در سطوح ملی بار دیگر منجر به همان رانتها و سوءاستفادههایی شده که مسبب چالشهای امروز به شمار میروند. پنج سال آینده، درست مانند پنج سال گذشته، برای بانکهای چین چندان شیرین نخواهد بود.

این چالش که ژاپن را یک دهه به رکود کشاند، میتواند راه نوسازی اقتصاد چین را نیز ناهموار کند.

سومین عامل موفقیت: کارایی نهادها

چین و هند، هر دو از بوروکراسی رنج میبرند. این بوروکراسی به شکلهای مختلف در نظام اداری هر دو کشور ریشه دوانده، سخت شده و نهادها را فاسد کرده است، اما هند در غلبه بر این چالش موفقتر عمل میکند. دولت چین هر از گاهی مقامات فاسدی را که خطایشان قابل چشمپوشی نیست گوشمالی میدهد، اما بسیاری از آنان همچنان به کار خود ادامه میدهند. در سال 2005 ،تلاش مشترک مقامات محلی برای مصادرهی زمینهای زراعی کشاورزان به نفع خود، 87000 نفر را به شورش واداشت.

ژانویهی 2006 ،کمیتهی بازرسی مرکزی حزب کمونیست اعلام کرد دورههای آموزشی مبارزه با فساد  باید افزایش یابد و فرایند گزینش مدیران نیز سختگیرانهتر شود. رئیسجمهور هو جینتائو

در یکی از سخنرانیهایش گفت: "مبارزه با فساد، وظیفهای بلندمدت، پیچیده و سخت است".

جدول 1 .مقایسهی چین و هند

 چین هند

جمعیت 3/1 میلیارد نفر 08/1 میلیارد نفر

نرخ رشد جمعیت 58/0 درصد 4/1 درصد

نرخ باسوادی 9/90 درصد 5/59 درصد

تولید ناخالص داخلی 158/8 تریلیون دلار 678/3 تریلیون دلار

موتور اقتصادی صنعت و عمران (1/53 درصد) خدمات (4/51 درصد)

سهم دهک اول از درآمد 4/30 درصد 5/33 درصد

سهم دهک آخر از درآمد 4/2 درصد 5/3 درصد

جمعیت زیر خط فقر 10 درصد 25 درصد

کاربران اینترنت 111 میلیون نفر 6/50 میلیون نفر

بودجهی نظامی 49/67 میلیارد دلار 86/18 میلیارد دلار

 www.internetworldstats.com،سیا: منبع

هند به خوبی از پس مبارزه با فساد برآمده است. حدود یک دهه پیش، دولت هند یک دو جین "کمیسیون بیداری"

برای ریشه کنی فساد در همهی سطوح دولت و صنعت تشکیل داد. کمیسیون بیداری مرکزی به رهبری اِن. ویتال مسوولیت پاکسازی صنعت بانکداری را بر عهده گرفت. این آغاز راه طولانی مبارزه با فساد است، اما قابل ستایش است. 10 سال بعد، اقتصاد هند بسیار بهتر از امروز عمل خواهد کرد؛ مگر آن که تغییری غیر قابل پیشبینی رخ دهد، اما اقتصاد چین چنین وضعیتی ندارد.

چهارمین عامل موفقیت: بازبودن اقتصاد عزم مقامات هند به توسعهی فناوری اطلاعات، مزیت دیگری برای این کشور به ارمغان آورده است:

بازبودن اقتصاد. هند با پیونددادن آیندهی اقتصادی خود به فناوری اطلاعات، برای پایهگذاری هوشمندانهی فرهنگی پویا، خلاق و بهرهور مهیا میشود. در مقابل، چین تاکنون فرصتهای فناوری اطلاعات را نادیده گرفته است.

 

آمارهای اولیه نشان میدهد هند در استفاده از اینترنت، عقبتر از چین است. براساس تازهترین آمارها، هند حدود 6/50 میلیون و چین 111 میلیون کاربر اینترنت دارد که 9/4 میلیون کاربر هنگکنگ را نیز باید به آن افزود. دولت هند قصد دارد در همهی روستاهای این کشور دست کم یک خط عمومی اتصال به اینترنت راهاندازی کند. از طریق این خط، حتی دورافتادهترین روستاهای هند نیز به شاهراه اطلاعاتی جهان متصل میشوند.

در مقابل، پکن به شدت اینترنت را سانسور میکند. مقامات این کشور به کمک شرکتهای غربی مانند گوگل، یاهو و مایکروسافت، هرچه را که بوی براندازی میدهد، فیلتر میکنند. چین دلیل قانعکنندهای برای ترس از اینترنت دارد. رهبران چین معتقدند هر نیرویی که گذار سریع به سوی مردمسالاری [با  قرائت آمریکایی آن] را سرعت بخشد، میتواند موجب آشوب شود و مانند روسیه به دزدسالاری بیانجامد. شاید دیدگاه مقامات چینی درست باشد، اما سانسورهای اینترنتی به خاطر اجتناب از آشوب سیاسی، جامعه را از محرکهای معنوی مورد نیاز برای توسعه محروم میکند. در سالهای آینده، این سانسورها میتواند از شتاب توسعهی صنایع نیازمند خلاقیت و دارای ارزش افزودهی چشمگیر بکاهد.

یکی دیگر از پیشرانهای بازبودن اقتصادی، پیوستن به سازمان تجارت جهانی است. از آنجا که چین طی 5 سال آینده به این سازمان خواهد پیوست و نسبت به سرمایهگذاری خارجی و تجارت بازتر خواهد شد، ناچار است بسیاری از کنترلهای داخلی را کاهش دهد. کاهش محدودیتهای اینترنتی میتواند مصداق چنین الزاماتی باشد. تا زمانی که این تغییرات در چین روی دهد، هند در توسعهی ایدهها و

کسبوکارهای جدید دردسرهای کمتری پیش رو خواهد داشت.

سایر نیروهای تغییر در هند و چین

شکاف ثروت: یکی از شاخصهای ارزیابی ثبات جوامع، شکاف درآمدی میان ثروتمندان و فقراست. هر چه شکاف میان بالاترین دهک (10 درصد ثروتمند) و پایینترین دهک جامعه (10 درصد فقیر) بیشتر باشد، احتمال بروز آشوبهای سیاسی و حتی انقلابهای مخرب بیشتر است. این عامل ـ به همراه مجموعهای از عوامل دیگر ـ به ما [نویسندگان مقاله] کمک کرد تا دو سال پیش از انقلاب اسلامی ایران، وقوع آن را پیشبینی کنیم. براساس آخرین آمار موجود، چین و هند، هر دو در زمرهی کشورهای باثبات به شمار میروند. متوسط درآمد ثروتمندترین دهک هند، 6/9 برابر فقیرترین دهک است. در چین این نسبت به 7/12 میرسد. متاسفانه آمارهای موجود قدیمی هستند: سال 1997 برای هند و سال 1998 برای چین. انتشار این آمار به زمانی پیش از تزریق ثروت ناشی از فناوری پیشرفته به شریانهای

 

اقتصادی هند باز میگردد. آن زمان هنوز چرخ توسعهی چین 125 میلیون کشاورز را در جستوجوی کار،  ناامیدانه از این شهر به آن شهر نکشانده بود! از آن زمان تا کنون، فقرای هند به تدریج از شر فقر رهایی یافته و بسیاری از فقرای چین همان اندک داراییهای خود را نیز از دست دادهاند.

هند آشکارا خطر شکاف درآمدی را تشخیص داده است. نخستوزیر مانموهان سینگ

، اقتصاددانی که موج اصلاحات اقتصادی سال 1991 را به راه انداخت، کمی پس از بهقدرترسیدنش تضمین کرد هر خانوار سالانه دستکم به اندازهی 100 روز کاری، مزد دریافت کند. پس از آن، دولت هند اعلام کرد اجازه نخواهد داد رشد اقتصادی به کمتر از 7 یا 8 درصد برسد و بهجز تضمین اشتغال، هر برنامهی اجتماعی که رشد را تهدید کند و به پایینتر از این سطح برساند، لغو خواهد شد. هنگامی که رشد به بیش از 7 درصد رسید، سینگ وعده داد میزان کمک به محرومان را افزایش دهد. این تضمین فینفسه پیشرفت بزرگی برای فقرای هند به شمار میرود.

پکن نیز از خطر شکاف ثروت آگاه است و به تازگی اعلام کرده قصد دارد طی برنامهی پنج سالهی بعدی خود وضعیت فقر را بهبود بخشد. جزییات این برنامه هنوز در دسترس نیست، اما همینقدر میدانیم که چین، تلاش برای کاهش شکاف درآمدی را دیرتر از هند آغاز کرده و بنابراین، راه طولانیتری در پیش دارد.

رشد اقتصاد هند تأثیر بیشتری بر زندگی شهروندان این کشور دارد تا رشد اقتصاد چین بر زندگی مردمش. با توجه به رشد 6 درصدی اقتصاد هند در دههی 90 و پیشبینی همین نرخ برای 15 سال

آینده، تا سال 2025 اغلب مردم هند در جنوب، غرب و شمال شرقی این کشور به طبقهی متوسط خواهند پیوست. ایالتهای فقیرتر شرق هند، یک نسل بعد این شرایط را تجربه خواهند کرد. در سال 2068 ،درآمد سرانهی هند با درآمد سرانهی آمریکا در همان سال برابر خواهد بود. بعید است که چین به چنین سطحی برسد. انتظار میرود سرعت رشد اقتصادی چین تا سال 2025 به حد معمول کشورهای توسعه یافته تقلیل یابد.

مردمسالاری: نظام هند مردمسالار است، اما وضعیت چین چنین نیست و برای استقرار نظام مردمسالاری در آیندهی نزدیک نیز تلاشی از خود نشان نمیدهد. پرداختن به مردمسالاری از حوصلهی این نوشتار خارج است. اما تقریباً میتوان گفت مردمسالاری از دیگر اشکال حکومت کارآمدتر است، چراکه انتخابات نوعی سازوکار بازخوردی فراهم میآورد که تصحیح سریع خطاها را امکانپذیر میسازد.

مردمسالاری تضمین نمیکند که رایدهندگان بتوانند به سرعت دولتمردان بیعرضه یا خطاکار را به سزای عملشان برسانند، اما به هر حال احتمال موفقیت آنها را افزایش میدهد.

 

مردمسالاری همچنین به مردم اجازه میدهد در اداره و آیندهی کشورشان مشارکت کنند. برخی شهروندان شوروی سابق به مزاح میگفتند: "آنها [دولت] وانمود میکنند که به ما مزد میدهند و ما هم وانمود میکنیم که کار میکنیم!" در جوامعی که رهبرانش آزادانه انتخاب میشوند، سیاستهای ملی را تدوین میکنند و باید در برابر اقدامات خود پاسخگو باشند، چنین وضعیتی کمتر پیش میآید.

در طول سالهای آینده، کارایی فزایندهی نظام مردمسالار هند بر کارآییهای کوتاه مدت نظام کمونیستی چین غلبه خواهد کرد.

مردمسالاری همچنین اقبال هند برای تاثیرگذاری در فضای جهانی را افزایش میدهد. هند میتواند با معرفی خود به عنوان یک نظام مردمسالار و بیطرف، راه دستیابی به کرسی دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد راه هموار سازد. مردمسالاری میتواند به هند کمک کند تا در مبارزه با تروریسم با آمریکا

همکاری نزدیکتری داشته باشد. در حال حاضر این روش را میتوان راهی مطمئن برای کسب حمایت هند از آمریکا برای رسیدن به هدفش دانست.

کاربرد زبان انگلیسی: کاربرد گستردهی زبان انگلیسی در هند، مهمترین مزیت هند بر چین است. شمار دانشمندان، مهندسان، فیزیکدانان و تکنسینهای مسلط به زبان انگلیسی که هر ساله در هند پرورش مییابند، از مجموع سایر کشورهای جهان بیشتر است. در دنیای نوین کسب وکار و فناوریهای نوین، هیچ چیز از زبان انگلیسی مفیدتر نیست. زبان مادری جدید هندیها، بزرگترین دارایی آنها در راه ایجاد یک صنعت جهانی مبتنی بر فناوری اطلاعات و خدمات کسب و کار به شمار میرود.

چین با تأخیر میکوشد بر مزیتهای هند غلبه کند. بسیاری از چینیها در حال یادگیری زبان انگلیسی هستند و خود را برای المپیک 2008 پکن آماده میکنند. دولت چین همچنین قصد دارد تا سال 2010 ،100 هزار کارگر جدید برای صنعت گردشگری آموزش دهد که همهی آنها باید انگلیسی بدانند. به علاوه دستور جدید مقامات پکن مبنی بر تقویت رقابتپذیری این کشور در بازارهای جهانی، مستلزم آن است که همهی دانشآموزان مقطع دبستان و دبیرستان زبان انگلیسی بیاموزند. اگر التزام چینیها به یادگیری زبان انگلیسی ادامه یابد، برتری اقتصادی هند در آینده دوام زیادی نخواهد داشت، و طی 20 سال چین دوباره صدرنشین خواهد شد. اما گزارشهای اولیه نشان میدهد آموزش زبان انگلیسی به دانشآموزان و کارگران، سختتر از آن بوده که مقامات چینی تصور میکردند. به نظر میرسد هند در این زمینهی حیاتی، همچنان برتری خود را حفظ خواهد کرد.

 

جمعبندی: نگاه بلندمدت

آنچه در این نوشتار کوتاه بدان پرداختیم، تنها بخش کوچکی از عواملی است که آیندهی دو کشور را شکل میبخشد. انرژی، تحقیق و توسعه و گردشگری، از جمله عوامل مهم دیگری است که باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد.

چین به تازگی برای دستیابی به استقلال در حوزهی انرژی تلاش زیادی از خود نشان داده است و موفقیت یا شکست این تلاشها، تعیینکنندهی نرخ رشد اقتصادی آیندهی این کشور خواهد بود. هند منابع انرژی دستنخوردهای دارد که میتواند جان تازهای به اقتصادش ببخشد. هر دو کشور رفتهرفته به تأمین کنندگان کم هزینه ی تحقیق و توسعه تبدیل میشوند، نه تنها نیروی کار ساده و ارزان.

شرکتهای دارویی جهان به سرعت در حال انتقال به چین هستند؛ جایی که پیچیدگی فناوری بالا است،

اخلاق زیستفناوری به رسمیت شناخته نمیشود و انسانهای مورد نیاز برای آزمونهای فناوری زیستی، بهراحتی یافت میشوند! دهها میلیون گردشگر چینی و هندی سفر به اقصی نقاط جهان را آغاز کردهاند.

آنها در معرض ایدههای جدیدی قرار خواهند گرفت و مقامات پکن از این اتفاق چندان خشنود نیستند.

این روندها حاکی از آن است که در سالهای آینده، چین و هند، با موفقیت بر چالشهای توسعهی اقتصادی، گذار اجتماعی و امنیت ملی غلبه خواهند کرد. هرچند این کار دشوار است، اما بالاخره انجام خواهد شد. پکن و دهلینو 20 سال آینده را در تلاش برای برقراری تعادل میان سود سرمایهداری و نیازهای روستایی،

آسیبهای زیستمحیطی و توسعه، هزینههای نظامی و اولویتهای داخلی، نیاز به همکاریهای اقتصادی با همسایگان و واقعیتهای موجود در رقابتهای تجاری و ژئوپلتیک خواهندگذراند.

برقراری این تعادلها، چه برای اژدها و چه ببر سخت خواهد بود؛ اما در 20 سال آینده، هر دوی این کشورها قویتر، ثروتمندتر، آزادتر و باثباتتر از امروز خواهند بود.

زبان انگلیسی و شفافیت نسبی، دو مزیت عمدهی هند به شمار میرود. از سوی دیگر، خلاء این دو مزیت بزرگترین نقاط ضعف چین است و چند دهه طول خواهد کشید تا بتواند بر آنها غلبه کند. هر دوی این کشورها در سالهای آینده بهخوبی پیش خواهند رفت. هر دو به زندگی بهتری برای مردمانشان دست خواهند یافت و احتمالاً به جایگاه "ابرقدرت" که آرزوی آنها است، خواهند رسید. هند بهزودی ثروتمند و باثباتتر از چین خواهد شد و گوی سبقت را از چین خواهد ربود. هند پیشتاز، چند سالی صدرنشین باقی خواهد ماند.

مرجع

Marvin J. Cetron| Owen Davies| "The Dragon vs. The Tiger; China and India Reshape

the Global Economy"|World Future Society| Futurist| July-August 2006| PP 38-46.

سیستم انبارداری آنلاین سامانه انبارداری سیستم انبارداری سامانه انبارداری آنلاین سیستم انبار سامانه انبار سیستم انبار آنلاین سامانه انبار نرم افزار انبارداری آنلاین نرم افزار انبارداری انبارداری تحت وب سیستم انبار تحت وب سیستم مدیریت چند انبار کاردکس کالا کاردکس کالا در انبار طبقه بندی انبار مدیریت درخواست های PM کدینگ کالا مدیریت درخواست های کاردکس مالی کالا در انبار کاردکس مالی رسید انبار رسید ورود کالا به انبار حواله انبار حواله خروج کالا از انبار درخواست کالا از انبار ثبت درخواست از انبار درخواست خرید کالا ثبت درخواست خرید کالا درخواست بازگشت کالا بازگشت کالا به انبار انتقالی بین انبارها جابجائی کالا بین انبارها رسید انبار مستقیم ثبت کالا در انبار مستقیم موجودی کالا در انبار بروزرسانی خودکار موجودی کالا نقطه سفارش کالا نقطه سفارش نقطه سفارش کالا در انبار سیستم چند انباره مدیریت چند انبار سیستم تحت وب انبار انبار وب بیس حسابداری انبار جانمائی کالا در انبار افتتاح انبار
All Rights Reserved 2022 © OnlineWarehouse.ir
Designed & Developed by BSFE.ir